تا ابد دو نفره ☻♥☻
هر کجا هستم ,باشم,آسمان مال من است.پنجره ,فکر,هوا,عشق,زمین مال من است
 
 
یکشنبه 10 شهریور 1392 :: 02:56 ::  نويسنده : taabad2nafareh


سلام دوستای مهربون

اگه خاطر مبارکتون باشه گفتم که هفته دیگه تولد دختر عمو جونه و قول دادم اگه دعوتمون کرد شما رو هم دعوت کنم که ببینید. جاتون خالی دعوت شدیم به صرف شام به همون باغ رستوران سنتی

و چون می دونستیم خبری از کیک نیستو فقط شامه گفتیم کیکو ما بگیریم ببریم البته بمون گفته بود اگه کیک می خواین فردا بیاین خونه.ولی تولدو کامل تو فضای باز می خواستیم بگیریم.

وارد که شدیم اومدن استقبالو و از این کلاس گذاشتنا برا گرفتن پول بیشتر.بعدم گفتن بدین کیکو براتون بزاریم تو یخچال بعد شام خودمون می یاریم واستون.ماهم گفتیم بفرمایید.

بالاخره بعد از سفارش شام و تمام کردن غذامون.منتظر بودیم کیکو بیارن.حالا ما فکر می کردیم با همون جعبش می یاره می زاره جلومونو میره ولی بعد دیدیم کیکو با چند تا شمع روشن و دوتا فشفشه روش داره می یاره.دختر عموم سورپرایز شده بود.بعدم رفت یه چاقوی ربان زده و بشقاب آورد برامون.حالا دختر عموی خوش اشتهای من اینارو که می بینه می گه فقط رقص چاقوش کم بود

ما هم شروع کردیم چپ و راست عکس گرفتن.هی می اومدن تبریک می گفتن بمون.بعدم یکیشون گفت بدین از همتون عکس بگیرم.بعدم دختر عموم در می یاد میگه.آخیییییییییی چه مهربونن چقد آدمو شرمنده می کنن.ما هم گفتیم الان می ری از شرمندگیشون در می یای پای صندوق کلی گفتیمو خندیدیمو سر و صدا کردیم خیلی شب خوبی بودو خیلی خوش گذشت بهمون.

چند تا عکس می زارم ببینید

 

 

 

 

توّلــــد ایشون بود

اینم عکس 5 تاییمون

 

 

 

شیــــــــــدا جونــــــــــــــــم توّلــــــــــــــــــدت مبــــــــــــارک

 

 



 
 
 

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟