<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://taabad2nafareh.loxblog.com</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com</link>
<description>هر کجا هستم ,باشم,آسمان مال من است.پنجره ,فکر,هوا,عشق,زمین مال من است</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>بدون شرح</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/بدون-شرح</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/بدون-شرح</guid>

<description><![CDATA[
رمز قبلی
سلام به دوستای خوبو نازنینم
ایشالا همیشه خوبو خوشو سلامت باشید.
خیلی دوستون دارم مهربونا.
اومدم بگم که دیگه فکر نمی کنم اینجا رو اپ کنم.
شاید شاید در موارد خاص مثل سفری خاص.
دیگه عکسامو فقط تو ایستاگرام می زارم.
این آدی منه
nastarangh12
اگر کسی داره و خواست فالو کنه لطفا آدیشو بهم بده.
چون نشناخته کسی رو فالو نمی کنم.
ممنون که همیشه همراهم بودین دوستای خوبم&nbsp;
همچنان بهتون سر می زنم و پستای قشنگتونو می خونم.
دوستون دارم مواظب خودتون باشید.]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>از همه چی و همه جا</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/از-همه-چی-و-همه-جا</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/از-همه-چی-و-همه-جا</guid>

<description><![CDATA[

سلام به دوستای عزیزم.
امیدوارم خوبو خوشو سلامت باشید.
بالاخره همت کردمو آپ کردم.اینقدر عکسام زیاد شدن که حتی حوصله نداشتم جداشون کنم.
آخه کلی عکس هم قبل از این که بیام کرج داشتم.ولی تصمیم گرفتم فقط گلچینی از عکسایی که تو این دو سه هفته تو کرج گرفتیمو بذارم.
دیگه اونا تاریخ مصرفشون گذشته.
همون طور که می دونید سه هفته ای از اومدنم به کرج می گذره.اینبار خودم تنهایی اومدم.چون همسرم کمی کار وبار داشت&nbsp;
و دوهفته بعد اومد پیشم.
طبق معمول رفتم باشگاه یوگا ثبت نام کردم.اینبار بدنسازی هم بهش اضافه کردم.
خوب دیگه بریم سراغ عکسا
روز اول نهار از مامان خواستم برام همبرگر درست کنه.خیلی دوست دارم هبراشو.

جاتون خالی اولین پنجشنبه &nbsp;رو رفتیم هشتگرد بدون همسری
اینم عکس آلبالوهای معروف که واسه همسایه هم نیستن




اینم ناهارمون باقالی پلو با مرغ


بعداز ظهرم که بچه ها مشغول اب بازی شدن(البته به غیر از ایشون)


فردا شبشم رفتیم پارک نبوت.
&nbsp;یه کیک گرفتم که به عنوان دسر بعد از شام بخوریم تو پارک.
یه شیرینی فروشی سر کوچمونه کیکای شکلاتیه &nbsp;تلخ &nbsp;خوشمزه ای داره.
&nbsp;



اینجا هم اولین جمع شدن ما و دختر عموها تو خونه من که پاتوقه...البته هنوز دونفرشون نرسیدن ولی ما نامردی کردیم و زودتر شروع کردیم.
دومین کیکو واسه دور همیمون گرفتم.

شبشم همگی شام رفتیم رستوران ایتالیایی
سالاد سزار و پیتزا.که فقط از سالادش عکش دارم.



فردا شبشم رفتیم کافی شاپ که دور از جونتون بهم نساختو مسموم شدم
از همین میزی که می بینید

اولین شامی که با همسرم رفتیم خونه ی مامان
واین کیکی که گرفتیم بردیم

میز شام(ته چین مرغ.برنج و خورشت گوشت وقارچ)

شام خونه ی آجی
کیک خونه ی آجی

میز شام(باقالی پلو با مرغ و برنج وخورش بادمجون)

این بود خلاصه ای از سه هفته در کرج
مرسی که همراهم بودین دوست جونیا.

&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مالزی5</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/مالزی5</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/مالزی5</guid>

<description><![CDATA[

سلامی گرم به دوستای نازنینم
اینم از آخرین پست مالزی
اینجا معبد هندوها.
بزرگترین معبد هندی ها که خارج از کشور هنده تو کشور مالزی هستش





&nbsp;
این پله ها رو باید طی می کردی تا به معبد اصلی برسی.ولی کنار نرده هاش پر از میمون بود که می اومد تو دست وپات.اگه خوراکی هم داشتی ازت می گرفت.
برا همین من تا نصفه بیشتر نرفتم.و خود داخل معبد رو بی خیال شدم.
&nbsp;


این بستنی ها خیلی خوشمزه بودن.من خودم دوتا &nbsp;خوردم

&nbsp;
محوطه بهشت و جهنم چینی ها
&nbsp;






درخت آرزوها..
روی این تکه های کاغذ رنگی آرزوهاشونو می نوشتند و به درخت آویزون می کردن.

راهروی بهشت و جهنم چینی ها.که توی مسیر نمادهایی از بهشت و جهنم ساخته بودن.
اول جهنم بود که خیلی کامل بود وتمام اعمال بد و مجازاتشونو به تصویر کشیده بود.هر چیزی رو که فکر شو بکنید.که تمامی عکسا واسه گذاشتن اینجا مناسب نبودن.




و بهشت که خیلی کوتاه بود.و تقریبا حوریا و پریا رو به تصویر کشیده بودن


&nbsp;
نماهایی از بالای محوطه






دوباره برگشتیم پایین
&nbsp;

&nbsp;
خوب به سلامتی پستای مالزیمون تموم شد.
دوستای عزیزم مرسی که باهام بودین&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مالزی4</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/مالزی4</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/مالزی4</guid>

<description><![CDATA[

سلام به دوستای خوبو همراهم
امیدوارم خوب باشید و حالتون از پستای مالزی من بد نشده باشه.ببخشید که خیلی طولانی شده.تازه از هر سری کلی عکس حذف کردم.قول می دم تا پست بعدی تمومش کنم
توقف بزای عکاسی کنار برجای دوقلو
&nbsp;

&nbsp;
معبد چینی ها

این صندلی ها برای عبادتشونه


همونطور که تو عکس زیر می بینید.تو هر کدوم از این خونه ها مجسمه های ریز بود.

&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
کار خونه شکلات سازی
&nbsp;
اینم میوه کاکائوو

از هر نمونه شکلات تو ظرفای جداگانه واسه تست گذاشته بودن.که اول امتحان کنی بعد بخری



شکلات واسه بچه ها

شهربازی گیتینگ هایلند که دوقسمت داخلی و خارجی داشت که همون طور قبلا گفتم قسمت بیرونی رو خراب کردن برای ساختن دیزلی لند و فقط قسمت داخلی و تله کابین فعال بود
قسمت داخلی که شامل شهربازی کوچیکیه


در حال تلاش برای بردن جایزه

اینجا شش ساله پیش شهربازی بزرگ و زیبا بابازی های بسیار هیجان انگیزبود.

دیزلی لند آینده

مالزی طولانی ترین مسیر تله کابین رو داره که از روی جنگلای استوایی می گذره.منظره بیسار زیبا و دیدنی داره و البته یکمم ترسناک

چون بارون می اومد عکسا زیاد خوب نشدن.

&nbsp;
&nbsp;
و مجسمه این آقای چینی که اسمش یادم نیست &nbsp;سازنده و صاحب اصلی مجموعه تفریحیه گیتینگ هایلنده که چند سال پیش فوت کردن و مدیریت گیتینکو قبل از مرگش به پسر چهارمش داد.
دستش درد نکنه واقعا


&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مالزی1</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/مالزی1</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/مالزی1</guid>

<description><![CDATA[

سلام دوستای خوبو مهربونم
امیدوارم خوب خوبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ باشید.
بریم سراغ سفر مالزی.که چون بار دوم بود به این کشور سفر می کردیم.چند جایی اصلی رو که بار اولی ها باید می رفتن (مثل پتروجایا که شهر جدید و تکنولوژیشون هست و باکوآلا فاصلاه داره.انواع پل های معروف دنیا رو تو اون درست کردن و جای دیدنی هستش.باغ وحش...آکواریوم مالزی که خیلی بزرگه و توی یه تونل هستش که ریل داره.و دور تا دورت و بالای سرت کاملا آکواریومه و انواع و اقسام ماهی ها و جونور های آبی توش پیدا می شه..گیتینگ هایلند که شهربازی بسیار بزرگ و زیبایی بود و کلی بازی های مرفه داشت.که امسال خراب شده بود و قراره تا سال 2016 تبدیل به بزرگترین دیزلی لند دنیا بشه.
به خاطر همین یه بار دیگه مالزی افتادیم.
از همین الان نقششو کشیدم
رقص فواره های مالزی که خیلی معروف بود و با ترکیب آب و نور انواع شکل و حیواناتو درست می کردن و بسیار زیبا بود.
که غار یخی هم تو اون مکان بود که امسال اونجا رو هم تعطیل کرده بودن.
و پارک آبی سان وی.چون خیلی دوست داشتیم امسالم رفتیم.خلاصه یکی دو جای تکراری رفتیم.و دو سه جای جدید که نرفته بودیم که تو عکسا معرفی می کنم.
بقیشم یعنی سه روز و نصف کامل فقط خرید کردم.که خیلی خوب &nbsp;بود
بریم سراغ عکسا
تو هواپیما موقع سرو شام
به خاطر پرواز طولانی شام و صبحانه تو هواپیما بودیم.که فقط از شام عکس گرفتم.

برنج و مرغ و قارچ

فرودگاه سپانگ کوآلالامپور(این عکسو از پشت پنجره هواپیما وقتی تازه فرود اومده بود گرفتم)
فرودگاه بسیار زیبا و بزرگی هستش.که یه قسمتشو باید با ترن بری

اینم اتاقمون در هتل پنج ستاره سری پسیفیک که سری قبلم همین هتل بودیم و جون ازش راضی بودیم دوباره همینو انتخاب کردیم.البته یه دلیل دیگه هم داشت که بعدا می گم.
این عکسو تا اومدیم تو اتاق گرفتم.


نمای بیرون از پنجره اتاقمون

شب اول رفتیم برنامه شام و رقص سنتی مالایی
&nbsp;
&nbsp;
هتل آسانسورهای(شیشه ای) زیادی داشت که هر کدوم یه نما به بیرون داشت.
&nbsp;
&nbsp;
قسمت شام&nbsp;

اجرای برنامه

موقع برگشت(محل چینی ها)

نزدیک هتل

دم در هتل
&nbsp;
روبروی هتل(دلیل دیگه به خاطر انتخاب دوباره این هتل این بود که درست روبروش یه مرکز خرید بزرگ چند طبقه خیلی خوب بود(the mall) اما وقتی اومدیم دیدیم اونم دارن بازسازی می کنن.)

&nbsp;

&nbsp;
بقیه عکسا تو پست بعدی ایشالا&nbsp;
مرسی از همراهیتون

&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نوروزنامه</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/نوروزنامه</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/نوروزنامه</guid>

<description><![CDATA[

سلام دوستای خوبم.
سال نو مبارک.امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید.
از تعطیلاتمون براتون بگم که کم و بیش اطلاع دارین.
&nbsp;
روز اول عید رو اهواز بودیم.دوسه جایی عید دیدنی رفتیم.
اینم سفره هفت سین من


روز دوم فروردین حرکت کردیم به سمت تهران.ساعت یازده صبح
خرم آباد برای نهار ایستادیم.
کوهای استان لرستان.

قابلمه دونفرمون

انم غذامون.برنج وجوجه که شب قبل از رستوران گرفتم و برداشتم.وسطای غذا یادم اومد که عکس بگیرم.
روز سوم فروردین شام خونه عمو جون بودیم.
این سفره هفت سین خونه عمو جونم.(زحمتشو شیوا جون کشیده بود)

اینم میز شام.که تونستم حماسه بیافرینم و به صورت نامحسوس عکس بگیرم.
نون سیر.خورش فسنجون و جوجه

خیلی شب خوبی بود و بهمون خوش گذشت.
روز چهارم فرودین هم که از صبح در گیر جمع و جور کردن بودیم که بعد از ظهرش بلیط داشتیم برای مالزی بماند که با دو سه ساعت تاخیر پریدیم وتو فرودگاه علاف شدیم.
اینم هفت سین فرودگاه &nbsp;امام خمینی.

خوب دوستای عزیزم تا اینجارو داشته باشین تا ایشالا پست بعدی که سفر مالزیمون هستش.چون عکسا زیادن احتمالا تو دو یا سه تا پست بذارم......به ترتیب.
فعلا بای]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ونهان و دانه هاي سفيد برف</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/ونهان-و-دانه-هاي-سفيد-برف</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/ونهان-و-دانه-هاي-سفيد-برف</guid>

<description><![CDATA[

رمزقبلی
سلام دوستای خوبو نازنینم.
این روزا هوای خیلی سرده.اینجا که دوروز تمام برف می بارید.خیلی خوب و لذت بخش بود و خیلی &nbsp;بهم چسبید.
چندتاعکس از روزای برفی کرج می زارم ببینید
جلوی در خونمون

حیاط خونه مامان اینا


منطقه گوهردشت کرج

چهارشنبه و پنج شنبه رو دختر عموهام پیشم بودن.چهارشنبه شب نشینی کردیم و اسم فامیل بازی کردیم.کلی هم خندیدیم.پنج شنبه شبم رفتیم باغ رستوران همیشگی محل دوره هامون.هوا خیلی سرد بود ولی با این حال تصمیم گرفتیم شامو تو آلاچیق بخوریم و بعد برای چای بریم تو فضای بستش بشینیم.تو هر آلاچیقش دو تا بخاری گذاشته بود.ولی بازم چون تو فضای باز بود سرد بود.
اینجا در اصطلاح ولکامشونه.نشستیم که یه آلاچیق واسمون خالی بشه



تو آلاچیق

اینجا نمی دونم به چی زل زدیم هممون




اینجا دیگه رفتیم تو به صرف چای
عکسای هنری مون

غش کردم&nbsp;



&nbsp;مرسی از حضورتون]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>گذران روزهایم درکرج</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/گذران-روزهایم-درکرج</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/گذران-روزهایم-درکرج</guid>

<description><![CDATA[

سلامی گرم به دوستای خوبم
همون طور که می دونید دو هفته ای هست که از اومدنم به کرج می گذرهسه روزی که  همسرم بود  مشغول خریدو مهمونی رفتن بودیم.شبی که خونه آجیم دعوت بودیم همزمان بود با تولد شوهر خواهرم.آجیم کیک سفارش داده بود و یه جشن کوچیکم گرفتن و چندتا عکس یادگاری هم گرفتیم.
آجیمو کات کردم نمی خواست باشه


بعد از تمام شدن تعطیلات همسرم برگشتو من تنها موندم.نمی دونم چرا اینبار دلم خیلی گرفت موقعه رفتنشهمیشه زیاد خیالیم نبودا.ولی خوب بعد از دو سه روز همه چی عادی شدو منم رفتم باشگاه ثبت نام کردم و روزای زوج ساعاتی رو مشغولمخلاصه خونه مامان...آجی و ....یکی دوشبی هم دختر عموها اومدن پیشم.بازار و خریدم که مرتب می ریم باهام.روزا رو می گذرونیم.پنج شنبه شبم قرار گذاشتیم بریم باغ رستوران همیشگی که با اومدن مهمونای ناخوندشون به بعد موکول شد
هفته گذشته منو آجی کوچیکم تنها بودیم بعد به سرمون زد دوتایی بریم رستوران و خودمونو تحویل بگیریم.البته قبلش به دختر عموها گفتیم ولی دوتاشون گفتن دیر وقت از تهران می رسیم.ما هم خودمون رفتیم.
جاتون خالی پیتزا و پاستا سفارش دادیم


اینجا هم در حال انتظار برای خالی شدن میز

امشبم جاتون خالی بازم خونه آجیم بودیم.وعکسای زیر داغ داغن و مال همین امشبن
اینا رو قبل از این که برن سر میز به صورت نامحسوس گرفتم
دلمه های خوشگل رنگی

البته این یکی رفته بود.ولی فعلا کسی باهاش کاری نداشت.
قارچ شکم پرقبل از فر

بعد ازفر


اینم خودم خونه خواهر جون

واینم جامونده ای بود از اهواز و ماه گذشته

تا پست بعدی خدا نگهدار دوستای عزیزم
 ]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>و باز هم ونهان</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/و-باز-هم-ونهان</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/و-باز-هم-ونهان</guid>

<description><![CDATA[

رمزقبلی
سلام به دوستای نازنینم
بنا به در خواست شما دوستای عزیزم برای گذاشتن پست تکراری این پست هم مربوط می شه به ونهان دوباره
دیشب پنج شنبه شب بازم با گروپمون رفتیم ونهان.هرهفته از چهارشنبه عصرخونه من جمع می شیم وتا پنج شنبه شب باهمیم. عصر پنجشنبه ها هم می ریم بیرون.حالا یا بازار یا دوردور با ماشین یا رستوران و یا ونهان.شبیه همیناییم.
ونهانه اینبار یه فرقی داشت با دفعه های قبل و اون اینکه داداشممو بردیم و بهش اجاز دادیم تو جمع باحال دخترونمون باشه


خوشحالم از داشتنتون.دوستتون دارم.


این دفعه همه رو معرفی می کنم که سوالی پیش نیاد.
ازراست(شیدا.مهسا.شیوا.بهترین دختر عموها.خودم و خواهرم سارا)

داداشم سینا

می گفت دیگه باتون نمی یام.حالم از هرچی دوربینو عکسه بهم خورد.افه اومده بود نمی اومد بامون عکس بگیره.ما خودمون رفتیم پیشش نشستیم عکس گرفتیم.چی بگم والا.


سفره منفجر شده

بعد ازشام


مرسی از نگاهتون.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>دسرهای پیشنهادی من</title>
<link>https://taabad2nafareh.loxblog.com/دسرهای-پیشنهادی-من</link>
<guid>https://taabad2nafareh.loxblog.com/دسرهای-پیشنهادی-من</guid>

<description><![CDATA[

سلام و صد سلام به دوستای خوبم
می خوام یه قصه براتون تعریف کنم.یکی بود یکی نبود.دوتا دوست بودن که یکیشون که خیلی هم دختر خوبی بود(چون اون یکی خوبتررررره)&nbsp;به اون یکی قول آموزش چندتا دسرو داده بود.روزها و ماهها گذشت و اون یکی قولشو فراموش کرد.تا اینکه چند روز پیش اون قول از جانب اون یکی دوست یاد آوری شد و موجبات این پست خوشمزه فراهم شد.پس بیاین با هم بریم تا &nbsp;ببینیم این قول چی بوده

به در خواست دوســــــــــــــــــــــــــت عزیزم&nbsp;دستور دو سه تا دسر ساده و آسونو اینجا می زارم.
اینا رو یه بار گذاشته بودم..البته فقط عکسشونه.الانم همون عکسای قبلین..فقط طرز تهیه رو بهشون اضافه می کنم..باشد که مورد رضایت قرارگیرد
1.یه نوع ترایفل
اول ژله رو آماده می کنیم.(انتخاب طعمش به دلخواه)تو ظرفای مورد نظر می ریزیم..قبل از این که بذاریم ببنده توش تکه های موز و گردو می ریزیم..می زاریم تو یخچال که ژله ش ببنده و سفت بشه..مثل عکس زیر

بعد از بسته شدن ژله بیسکوئیتای &nbsp;ساقه طلایی رو به مدت خیییییلی کم.(در حدی که بزارین و در بیارین نه اینکه اینقد نگه دارین تا ول شه تو آب.)
بزارین توی آب میوه یا نسکافه بعد بزارین روی ژله ها..به این صورت

بعد روی همشون یه لایه خامه می ریزیم و روی خامه ها رو هر کدوم طعم های مختلف دنت می ریزیم(اینا کاکائویی..موزی و توت فرنگی هستن) و همونجا تو ظرف اگه دوست داشتین با خامه قاطیش کنید تا یکدست بشه.اگرم دوست ندارین قاطی بشه همون به صورت لایه ای بزارید باشه(برای روشم می تونید شکلات رنده کنید یا توت فرنگی بزارید..هر ابتکاری خواستین به خرج بدین)

بعد از تمام شدن مراحل بزارید دو سه ساعت بزارید تو یخچال تا به قول خوب جا بیفته بعد نوش جان کنید.(آسون و خوشمزه)

2.دسر بیسکوئیتی(بسیار بسیار آسون)
روی بیسکوئیتای پتی بورو خامه می زنیم و می چسبونیم به هم دیگه و به صورت ایستاده تو دیس می چینیم.(اینجوری)

وقتی ریل قطارتون تموم شده (اندازه طولش با خودتون..دو طبقشم می تونید بکنید..ولی طبقه بالاش کوتاهتر از پایینی و وسط باید باشه)تمام روشو با خامه می پوشونید و کمی خامه شکلاتی و چیزای دیگه برای روش می تونید استفاده کنید.


اینم باید یکی دو ساعت بعد از گذاشتن تو یخچال استفاده کنید تا خامه خوب به خورد بیسکوئیتا بره و نرم بشه
قصه ی ما به سر رسید.
نوش جانتون
]]></description>

<pubDate>Fri, 26 Jun 2026 01:38:59 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

