|
تا ابد دو نفره ☻♥☻ هر کجا هستم ,باشم,آسمان مال من است.پنجره ,فکر,هوا,عشق,زمین مال من است |
|||
|
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 :: 12:51 :: نويسنده : taabad2nafareh
سلام به دوستای عزیزم. امیدوارم که خوبو خوشو سلامت باشید. همون طور که قبل گفتم خواهرم سارا دخترعموم مهسا اومدن اهواز. از طرفی هم شوهر خواهرم رفته بود مکه و من هم به همراه اونا به خونه آجی نقل مکان کردم. خیلی روزای خوبی بود.هرروز یه جا می رفتیم..بعد از ظهرا که می شدمی گفتیم حالا کجا بریم.چی بپوشیم. شام شب اول.دست پخت آجی
فردا ناهار
کار هرروز بعداز ظهر.روز آخری که همون رفتیم.آجی می گه از خواب پا شدم چای دم کنم دیدم نیستین
بردمشون بازار گردی و بعد استیک و نون سیربهشون دادم
مثلا داره انتخاب می کنه.
یه بعد از ظهر باهم رفتیم خونه من بعدم برا عصرونه کیک درست کردم اینم عیک شکلاتیه نسی پز
بعدشم باز شام بیرون.پیتزاهای روفته شده
پارک جزیره
پنج شنبه ناهار هم خونه منصوره جون دعوت بودیم. غذاش خیلی خوشمزه بود.حیف یادم رفت عکس بگیرم. عصرشم که جشنواره غذا بود.همه باهم رفتیم.یه غرفه هم مامانای نی نی وبلاگی گرفته بودن سمبوسه سرخ می کردن برا فروش و کمک
سمبوسه هاشون
جمعه روز اخری بود که بچه ها اهواز بودنو شنبه ظهر بلیط داشتن. همسرم هم شب اخر هممونو شام برد رستوران لبنانی به صرف مرغ ذغالی و برنج مخلوط لبنانی
بعد شام هم حسابی تو اهواز دورمون داد به مهسا معرفی می کرد.لیدری شده بود واسه خودش
پل کارون.چه گل بارون
بعد پارک سه دختر قدیم
بعد هم پل رنگین کمون و آبشارای رنگی کناررود
و در آخر هم بستنی معروف اهواز (بستنی مجید)
این بود مهمون داری من.چقدر هم که خسته شدم. مرسی دوست جونیا
درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||
|
|
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید