تا ابد دو نفره ☻♥☻
هر کجا هستم ,باشم,آسمان مال من است.پنجره ,فکر,هوا,عشق,زمین مال من است
 
 
سه‌شنبه 30 مهر 1392 :: 10:23 ::  نويسنده : taabad2nafareh

دوستان رمز قبلی


سلام دوستای خوبم

امیدوارم که حالتون خوب باشه و همیشه سلامت باشید.براتون بگم از سفر چهار روزمون به دبی که جاتون خالی خیلی خوب بود بعد از چند بارمختصر و مفیدهمون طور که گفتم صبح زود بلیط داشتیم تا رسیدیم دبی ساعت ده و بیست بود.و بعد از کنترل پاس و گرفتن چمدونا رفتیم هتل دلمون و از اونجایی که اتاق ساعت یک تحویل می دن یکم تو لابی نشستیم و بعد از گرفتن اتاق و استراحت آماده شدیم که بریم یه جایی و از اونجایی که اکثر جاها رو رفته بودیم گفتیم از لیدر کمک بگیریم.گفت جاهای جدید یکی باغ معجزه.و پارک آبی یاس واتر که تلفیقی از پارک آبی آتلانتیس و واید بادی هستش.که ما قبلا پارک آبی آتلانتیسو رفته بودیم.و بزرگترین شهربازی فراری دنیا که به تازگی در دبی افتتاح شده.خوشم می یاد هر سالم که بری همیشه حرف واسه گفتن داره....ویه جایی قدیمی که ما نرفته بودیم البته تقریبا خارج از دبی بود.Golbal village دهکده جهانی.....تصمیم گرفتیم اول بریم باغ معجزه.با مترو باید می رفتیم امارات مال وبعد از اونجا با تاکسی می رفتیم منطقه ای به نام البرشا.خلاصه رسیدیم امارات مال گفتیم اول بریم باغو ببینیم و بعد بیایم امارات مال واسه خرید.تاکسی گرفتیم رفتیم اما وقتی رسیدیم با در بسته مواجه شدیم.گفتن هنوز تکمیل نشده خیلی ضدحال بود.فقط دم درش عکس گرفتیم سوار همون تاکس شدیمو برگشتیم امارات مال الکی 80 درهم پول تاکسی دادیم که تقریبا میشه 67 هزار تومن.تاکسیهای اونجا کمترین مسافت در حد پنج دقیقه راه رو 8 هزار تومن می گرفتنبعد از چرخی تو امارات مال سوار مترو شدیم و ایستگاه دبی مال پیاده شدیم.به خاطر برج خلیفه و رقص فوارهها که هر نیم ساعت یکبار کنار برج خلیفه اجرا می شه با آهنگ عربی خیلی دوست دارم و هر وقت می رم دبی باید اونجا سر بزنم.تا رسیدیم هتل ساعت ده شب بود یه استراحتی کردیم دوباره رفتیم خرید تو خیابون رقه.اونجا مرکز خریداش تا ساعت 12 شب بازن و مغازه های خیابونیشم که بیشتر تا 3 یا 4 صبح..کلی خرید خرید کردم و تلافی عیدو که تو آنتالیا زیاد نتونستم خرید کنم در آوردم هوای دبی گرم بودالبته تمامی مکانها بسیار خنکن و فقط بیرون گرمه..نوروز هواش خیلی بهتره.و بسیار شلوغ بود به خاطر عید قربان از تمام کشورای عربی اومده بودن و مردیم بس که عرب دیدیم..با هر کدوم کلی بچهوبه این خاطرم قیمتا رو گرون کرده بودن خصوصا تو هتلا شبی 200درهم برای هر اتاق اضافه می گرفتند...فردا صبحشم رفتیم پارک آبی واید بادی که به نظر من پارک آبی آتلانتیس خیلی زیباتر و قشنگتره و بازی هاش بیشتره.نمی دونم چرا می گفتم واید بادی بهتره.شما اگه گذرتون دبی خورد آتلانتیسو انتخاب کنید.شبشم رفتیم کاباره تهران در هتل شرایتون دیره که اونجا هم پای ثابتمونه همیشه... با حضور عارف و پسر آقاسی و چند خواننده دیگه اسماشون آشنا نبود ولی اجراهای خوبی داشتند.برنامه از ساعت ده و نیم شروع می شه تا سه صبح همراه با شام.ولی این سری عارف کمتر از دفعه قبل برنامه اجرا کرد بنده خدا شکسته شده بود.فردا شم دوباره رفتیم خرید مرکز خرید گرین هاوس.سیتی سنتر دیره و الغریر.که تقریبا نزدیک همن و نزدیک هتلمون تا بعداز ظهر و عصرش هم رفتیم دهکده جهانی چون اونجا از ساعت 4 بعداز ظهر باز می شه تا 2 شب.جای بزرگ و زیبایی بود از تمام کشورای دنیا غرفه گذاشته بودن.از لباساشون گرفته تا خوراکیهاشون..و سنتشونو نشون می داد و حتی رقصاشونم اجرا می کردن..یه شهر بازی مختصرهم توش زده بودن که حال داد..وای ولی چقدر شلوغ بود و اکثرا هم عربای کشورای دیگه.. تا حدودای یک شبم اونجا بودیم و روز چهارم هم فقط به خرید گذشت.دیگه فرصتی برای پارک فراری نموند و اونو با باغ معجزه که ایشالا سری بعد تکمیل شده رو گذاشتیم دفعه بعد...ببخشید خیلی طولانی شد شانس آوردید چهار روز بود.ولی برناممون فشرده بود.هنوز کف پاهام درد می کنه بس که راه رفتیمو بدوبدو کردیم.ولی خیلی خوش گذشت و همه چی خوب بود خدا شکر و باب میل بنده

حالا بریم عکسامون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برج خلیفه و رقص فواره ها که عکسا چون شب شده بود خوب نیافتاده

 

 

 

پارک ابی وایدبادی

 

 

اینجا هم شناور روی آبها دارم می رم

کاباره تهران..در داخل خود کاباره فیلمو وعکس گرفتن ممنوعه ولی اینبار به خاطر وب قانون رعایت نکردمو به صورت نامحسوس و یواشکی عکس گرفتم.اینجا قبل از شروع برنامه مثلا چراغ روشنه

اجرای آقای عارف

 

 

global village

 

 

 

غرفه کشورای مختلف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غرفه هند در حال اجرای رقص

صندلی های بانمک تو غرفه آفریقا 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تو این مرکز خرید یه جا دیدیم همه جا جمع شدن رفتیم ببینیم چه خبره بعد با این صحنه مواجه شدیم.والا من اول فکر کردم مجسمس ولی دیدم نه آدم و تکون می خوره رو هوا نشسته بود.همه می رفتن باش عکس می گرفتند. من می ترسیدم بهش نگاه کنم.ولی همسرم می گفت حقه شعبده بازی و هر چی که هست تو زیر اندازو عصاشه که نگهش داشته ویا یه چیز نا مرئی که ما نمی بینیم.حالا چه جوری نمی دونم دیگه.

ببخشید خستتون کردم 

تا پست بعدی خداحافظ

 

 



 
 
 

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا